استانیولی

پری روزعصر قبل اینکه برم حموم کمی لوبیا سبز و هویچ ریختم تو سبد گذاشتم بخارپز بشه

وقتی اومدم بیرون با خورش قیمه ای که از دو روز پیش ته بشقاب مونده بود قاطیش کردم ادویه زدم و هرچی هم تلاش کردم نتونستم درب شیشه رب رو باز کنم و اینجوری شد که مایه استانبولی آماده شد

تا شهاب بره سرساختمون و کاشی ها رو خالی کنه منم کمی سبزی پاک کردم و ظرفا رو شستم و آشپزخونه رو طی کشیدم وصد البته کلی هم در حین انجام کارTV تماشا نمودم !!!

 

دیروز ظهر شهاب زودتر ازمن رسید خونه سپردم پلو رو آبکش کنه ، وقتی رسیدم با مایه قاطی کردم ویه استانبولی مشدی طبخ نمودیم ،حالا ساعت گاز رو کوک کردیم بوقش در بیاد بفهمیم غذامون پوخیده نیشخند

رفتم تو اتاق دراز کشیدم شهاب هم اومد، 20دقه بعد بیب بیب بیب بیب !!!!!!!

رفتم توهال بوی استانبولی پیچیده بود توخونه ، یهو یاد دو ماه پیش افتادم که شهاب استانبولی پخته بود بعد من یه ذره خوردم دو برابر عق زدم و نتیجه این شد که دوباره عق زدم عق زدم وعق زدم ....قهقهه

 

/ 1 نظر / 19 بازدید
بانوی صورتی

این عق زدنا کی تموم میشه برسیم به قسمت اصلی مادرانه ؟