۳۰نوامبر ۲۰۱۷

امروز صبح یه تنش کوچیک تو اداره داشتم

موضوع شوخی بود ولی طرف به خودش گرفت و البته خودشم ضرر کرد به نظر من .چون تولدش بود و میشد که حداقل تبریکات صمیمانه ما رو پذیرا باشه ولی چنو دِ ما پِخّیده که بقیه هم کنار کشیدن🙄


این عادتمونه که هر کی مناسبت خوشی واسش اتفاق میافته ازش شیرینی میگیریم

عمه بشه.خاله بشه.ازدواج.قبولی دانشگاه . تولدش باشه.سالگرد ازدواجش. حامله بشه.تبدیل وضعیت بشه .ماشین بخره و ...

سرتونو درد نیارم معطل بهانه واسه جشن کوچیک گرفتن و بخور بخور اداری

حالا این شیرینی میتونه پفک باشه.بستنی باشه.ناپلئونی باشه.ساندویچ و میوه و حتی نخود کشمش


طبق عادت به همکار بغل دستی یادآوری کردیم فردا بمناسبت تولدت شیرینی بیار.ما رو پیچوند که مگه تو تولدت شیرینی آوردی🤔

خب راستش روز تولد من اونیکی همکار همه رو بستنی دعوت کرد و دیگه جلو بزرگترا ما پیش دستی نمیکنیم😋

امروز صبحی خانم اتاق بغلی که معمولا صبحانه بدون اینکه دُنگش رو حساب کنه سر سفره ما تِلِپ میشه پیغام داد ساندویچ فلافل گرفتم صبحانه نخورین

وقتی اومد خانم تازه متولد شده پرسید به چه مناسبت 

من گفتم خب واست جشن تولد گرفتیم بلکن از رو بری 

و اینجا یکهو طرف آمپر چسبوند که هر وقت تو شیرینی دادی منم میدم و اینقدر نگو و ...

گفتم خیله خب اینقدری نبوده حالا و به بهانه شستن لیوانم از اتاق اومدم بیرون

پ.ن: البته میشد گفت خب از من ِ نصفه نیمه بخشنده_خسیس چیز یاد نگیر و الگوتو اونیکی هم اتاقی بخشنده در نظر بگیر

یا اینکه بگم از اولویه و کوکو و شلغم و دمنوش و میوه و خرما وحلیمم و ... که مستفیض شدی یه بارم محض رضای خدا تو ما رو مستفیض کن

اما همون خروج از معرکه وبازگشتن سرخوشانه بهترین انتخاب بود🖒


ولا ما الان چند هفته است به رییس حوزه امون گیر دادیم فردوسی بازی نکن شیرینی ماشینت رو بیار و دم به دقه بهش تذکر میدیم یه بار اینجوری موضع نگرفت

نمیدونم شاید دلش از جای دیگه پر بود 

شاید پس زمینه ذهنش اطرافیانی بودن که بهش بر چسب غیردلخواهش رو زدن

کلا واکنشش باعث شد چند قدم به عقب بیام و همون همکار نیمه دوست بمونیم نه دوست و همکار

پ.ن: در کنار زیاد شوخی نکنید باید اضافه شود شوخی ها رو زیاد جدی نگیریم.بگذاریم و بگذریم😊


من دیوانه نشم

پارکینسون نگیرم

خودکشی نکنم

سربه بیابون نذارم

صلوات😋

/ 0 نظر / 11 بازدید