۱۵،۱۶و۱۷ ژانویه ۲۰۱۸

صبح به پرستار میگم بی زحمت ناهار آبگوشت بذارین فقط ایندفعه دیگه توش لیمو نکنید

ظهر اومدم میبینم دوتا لیمو کرده

من😱 من😱 من😕


قل ۲ تو بغلمه دارم مثلا لالایی میخونم براش: اگه تو از پیشم بری پنجره ها دق میکنن شکایت تورو به مرغ عاشق میکنن

از پنجره اتاق به پنجره همسایه اشاره میکنه ؛ مامان : از پیشش رفته پنجره اشون دق کرده

من😳 بازهم من🤨


قل ۱ و قل ۳ خوابیدن.قل ۲ طبق معمول داره با خودش حرف میزنه😜

شونه ام عجیب درد میکنه و البته بی طاقت شده دردش حالا با این وضعیت که تو اداره مجموع بایگان و دبیرخانه ۹ نیرو داره خودمونم که تایپ بکنیم من با درد شانه و بی حسی انگشتان چه کنم🧐

قل ۲ اخرین بهانه اش واسه نخوابیدن : مامان آب

مامان: من نمیرم بیرون میخوای برو بخور

قل ۲: شما دیشب خونه مادر جون برا ما آب آوردی

من: 🤪

شما بخون درد فلان به فلان ...

/ 0 نظر / 7 بازدید