قصه ی کودکانم3

خانم دکتر گفتش که یه سری قرص میدم ممکنه موقع خوردنش حالت تهوع داشته باشی

اما خب از نصف یا یک چهارم شروع کن تا بتونی روزی یه دونه بخوری اسمش "مت مورفین" بود

مامان میگه دکتر واسه قند به من هم همین قرص رو داده

تحقیق کردم نوشته بود واسه کسایی که سندروم تخمدان کیست ساز دارن اینو تجویز میکنن

بعدش خودش گفت چون عجله داری حامله بشی بیا برو این قرصا رو هم از داروخونه بگیر و بیا

و یه سونوی رنگی هم نوشت که یه هفته بعد پریودی برم بگیرم

 

وقتی داروها رو گرفتم و بردم نشون بدم که روش استفاده اشو بگه ، اولش مردد بود که استفاده بکنم یا نه ، وقتی فهمید من همه اش یه ماهه با شوهرم زندگی میکنم و متوجه شد که اون نه ماه که اول بهش گفتم درواقع از تاریخ عقدم بوده

باز پشیمون شد گفت حالا میخوای زودی بچه دار بشی سنت هم که بالاس دو تا بچه هم میخوای پس بخور ببینیم چی میشه

 

و این شد که من شروع کردم به خوردن قرصها و ....

دیگه پریود نشدم که برم قرص رنگی بخورم !!!

5بهمن 92 آخرین امتحانم رو دادم و روزی که تو رستورانی در بام شاندیز بودیم چندتا همکلاسی پرسیدن حامله ای؟ و منم گفتم نمیدونم دو روزی میشه عقب افتاده ...

 

اومدم بیرجند و زندگی عادی مونو شروع کردیم تا ببینیم چی میشه

یه هفته ای گذشت گویا که دیدم نخیر خبری از این به اصطلاح "خاله پری" نیست

دوسه روزی بود که قرصای مت مورفین رو قطع کرده بودم چون روی بروشورش نوشته بود در زمان حاملگی مصرف نشود

فک میکنم عصر شنبه بود که با نق نق به همسرم اخطار دادم باید دیگه بی بی چک بگیری ببینم چه خبر ه ، نمیخوام داروهام اثر سوء روی بچه بذر

 

و یادمه غروب بود که از داروخونه عابدینی یه بی بی چک خریدیم ...

 

/ 2 نظر / 20 بازدید
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم یکی از کارهام در زمان خستگی نگاه کردن به عکس این 3 تاست. هزار ماشاا...[قلب]

الدوز

سلام گلم خوب هستید؟ این داروها برای حاملگی خیلی خوبه خوب کاری کردین خوردین حالا حامله هستین؟