۲۵و۲۶و۲۷ نوامبر ۲۰۱۷

ده دقه قبل : آقای همسر در حال مکالمه با صاحب چک

من: مگر قرار نبود برای پاس شدن چک مورد نظر از حساب من یاری بجویید 

 

آقای همسر و کوچه علی چپ

من و چند مرتبه صدا کردن ایشان و درخواست فیس تو فیس شدن

آقای همسر: شما دوست داری همه به حرف شما کنند

من😳 و باز هم من😳

پ.ن: سریال ببینم و هیچ تنشی نباشد بهترین گزینه ممکن و ایشان را با چک پاس نشده به خدای باریتعالی یی میسپارم که امر فرمودند : و امرهم شوری بینکم


به شام دایی محمود دستبرد زدم 🙈 الانه که جیغ مامانم دربیاید

خدایا خودت رحم کن😂





از استخر اومدم و یخ کردم.خب اول دخترا رو لباس پوشوندم بعد خودم طبیعیه سرما بره تو جلدم. الان تو پتو خزیدم🙄

تی وی داره نوحه پخش میکنه و هیچ نشانی از شادباش تعطیلی فردا مشاهده نمیشه. کسی میدونه چرا ما فردا نمیریم اداره🤔 برقصیم یا بگرییم🙄

عجالتا برم استراحت بکنم





ساعت ۷و نیمه.یکساعتی هست بیدارم

صبحانه هم خوردم 

راستی کله صبح روز تعطیل بیدار شدنم چیه دیگه🙄


عاقا چرا تا آدم میخواد جشن بازنشستگی بگیره لنگ رو لنگ بندازه و کمی استراحت کنه سرطان از هر کُل بدن با آدم دَکی پَکی میکنه🤔

بگم انصاف نیست که خدا یقه منو میگیره که به توچه .چرا تو کار من دخالت میکنی

بگم حکمتت رو ای ولله .خو دلم که پر آتیشه و جلز ولز میکنه رو چیکار کنم

پ.ن: عجالتا یقه مجلس یون رو بگیریم سن بازنشستگی رو بیاره پائین تر چند سفر بی دغدغه امضا مرخصی بریم بلکن جناب عزرائیل سرعتشو کم تر کنه حداقل به وطن برسیم😋

/ 0 نظر / 6 بازدید