۹و۸ ژانویه ۲۰۱۸

خب پروژه پیاده روی شبانه بنا به دلایلی کنسل شد

والبته پیاده روی برای من نوعی زلزله تراپی بود 

اکسیژن موجود در فضا.گپ و گفت میان راه و تکاپوی همشهری ها امید به زندگی میداد بمن

بسیار روحیه گرفتم و مقادیری از هول و ولای زلزله بیرون اومدم.و البته هیچ دلیل نیست ترس زلزله از وجودم بیرون رفته باشه و یا بهش فکر نمیکرده باشم

اما خب علی الحساب ۵۰ درصد به نرمال نزدیک شدم به این امید که دیگه به این زودی ها بیرجند نلرزه🤪


شوخیه مگه بذاری بری نمونی

تو یار منی نشون به اون نشونی

شوخیه مگه دلو بزنی به دریا

عاشقی کنی پرسه نزنی تو شبها

پ.ن: جنون و خودخواهی درعاشقی🤪


چه بخوای چه نخوای تورو بدست میارم 

چه بخوای چه نخواهی به تو علاقه دارم

خودتو برسون به دل بیقرام اخه من تو رو دوسِت دارم

چه بگی چه نگی میخونم از تو چشمات

چه بیای چه نیای میمونم عشق من پات

پ.ن: جنون و خودخواهی در عشق🧐


مطلبی تو گروهی گذاشتم با عنوان غلط ننویسیم

ریپلای کرده بودن با بلانسبت اولیه اش. که نقل قول از مادر خدابیامرز : عاقلان پی ِ لغت نروند

خواستم ریپلای بزنم به فرزند مرحومه که از این تمثیل میشود نتیجه گرفت بین : بشین و بفرما و بِتمرگ هم فرقی نیست چون عاقلان پی لُغت نمیگیرند🤪


عروس چقد قشنگه ان شالله مبارکش باد...


یه ظرف پر پیراشکی گذاشتم وسط سفره .تهش ۴تا مونده بود برداشتم که اینا واسه خاله آزاده

قل ۱ میگه خاله آزاده خودش دُرست کنه .ما به خودمون دُرست کردیم

من:🤨 و باز من : 🤪

/ 0 نظر / 6 بازدید