۲۴و۲۵و۲۶و۲۷ دسامبر۲۰۱۷

بهار ۸۷ بود.گفتم عمه ها و عمو بیان بریم پارک.مادر شوهرو پدرشوهر آبجی هم اومدن .یهو دایی دامادمون هم اومدن.رفتیم پارک خانواده. عمه ها از پیشنهاد من استقبال کردن.پدر زنده بود و البته واسه رفتن به پارک مخالفت کرد.بهانه جویی کرد ولی اومد

بعدش به مامان گفته بود چه کار خوبی کرد تکتم.رفتیم پارک.امشب به من خوش گذشت .همه رو دیدم

آخرین فرصت پدر بود واسه دیدن فامیل و در کنار هزار اما و اگر حسرت شادمان کردن پدر در لحظات آخر به دلم نموند

#خودخواه نباشیم


همایش 

زلزله .مهندسی .تجربه زندگی

دانشگاه بیرجند

جاتون خالی😋


همسر رفت آبداری ‌ من موندم و سه قلوها، البته مادر شوهر هم هست ، بر فال بد لعنت بفرستین و شهادتین بگین بخوابین، به امید دیدار 😍


قضیه سه قلوهای اهل خوسف رو یادتونه.الان بزرگ شدن . با کمک های مردمی ما خیلی جاها خیلی وقتا خنده رو لبای پدر و مادرشون نشست .براشون تولد گرفتیم.عیدانه بردیم.اول مهر و ...

نمی خوام بگم الان اوضاع شون بیست ِ بیست شده ولی از بحران اولیه رد شدن


حالا باز یه سه قلوی دیگه یافتم .اهل بورنگ 🙈 و فعلا کمپین خرید #شیرخشک #قطره آهن #مولتی ویتامین و #پوشک داریم .اگه امکان ش هست در خدمتم😊


یادمه قدیما وقتی یه بحثی پیش می اومد و رفتاری از من سر میزد که مورد پسند پدر مرحوم نبود (اینکه ایا رفتار در اصل اشتباه بوده یانه بحثی مجزاست)

بیشتر اوقات نوک پیکان سرزنش ها .تحصیلاتم.سنوات کاری م بود و یا حجم مطالعاتم

که تو که خانم لیسانسه کتابخونده تو اجتماعی هستی .از تو بعیده.تو چرا. و ...

و البته که همیشه نقش محیط پرورشی ئی و مسئولیت دیگران در ایجاد تنش و میزان شعورم ندیده گرفته میشد


پ.ن: چند صباحی هست که دارم روی خودم کار میکنم که وسط دعوا نگم از تحصیلات تو بعیده.از نسَب خانوادگیت بعیده و ...


قل ۲ از همه دیرتر میخوابه از همه زودتر بیدار میشه🙄


یکی از دلایلی که خانمها مجبورا صداشونو ببرن بالا .نه از اصل و ارج افتادن مردانگی مردان هست نه هیچگونه مباحث فمنیستی

 بلکن شنوایی پائین اقاشونه.و البته اینکه سمعک لازمن یا راهنما لازم واسه خروج از کوچه علی چپ.انتخابش با خودشونه😂

/ 0 نظر / 5 بازدید