مهمون بازی

از وقتی دوتا اداره یکی شده

اولین اتفاق تولد دخمل همکار طبقه بالایی بود که اصلا ما ندیدیمش چون به محض تلفیق اون رفته بود مرخصی

بعدش خانوما اومدن مهمونی دور همی گذاشتن وخواستن ما بیایم و ما هم گفتیم کسی که نمیشناسیم بیایم چیکار!

نرفتیم، اوصولا همکارای من توجمع خودمونی خودشون هم قر وقمیش زیاد میان حالا با غریبه ها که دیگه ...

نفربعدی که نی نی ش متولد شدروشنک بود من خواستم همکارا بیان و خب چون رفیقم بود و صمیمی بودیم قرار شد کادو گنده بخریم اینه که پولی که سهم هرکی شد10هزار بود!!!

بعد خانوما به سرکردگی بانوی اول اومدن جلو که ای بابا این زیاده وما نمیتونیم و ...

نیامدن و بهانه ای خوب دستشون اومده بود!!!

 

بعدش دیگه تو این دوسال هی اونا زاد و ولد کردن وهی مهمونی گرفتن،یکی رفت کربلا، یکی رفت مکه و ...

یه دو-سه  مرتبه ای من همراهی کردم اونم فقط واسه اینکه نگن خانومای این اداره بی بخار هستن واهل رفت وآمد نیستن و...

دوتا خانوماش که تو ساختمان خودمون بودن و همکار به حساب می اومدیم تو این دوسال ویکی هم از اون ساختمان بود وگفتم برم رفاقت وهمکاری رو به اوج برسونمعینک

 

گذشت وگذشت وگذشت تا ما خرداد ماه مزدوج شدیم ، چهارماهی خونه مامان بودیم تا خونه کرایه کردیم و مستقل شدیم ، بعدش من مسیج زدم به بانوی اول که از این تاریخ به بعد در خدمتیم هر وقت خودتون صلاح دونستین

خبری ازشون نشد که نشد

گذشت وما حامله شدیم و ویار داشتیم و نمیشد که مهمونی بگیریم اینه که من ازنیامدنشون به صورت زیرلفظی استقبال کردم

اما ....

تفکرات سازنده اما منفی باعث شد که بهم یقین بشه که این خانوما فقط واسه جمع خودشون برنامه ریزی میکنن و زیاد ما مرکز توجه نیستیم

آنت رفت کربلا بهش گفتم تو از کربلا برگشتی اینا اومدن مهمونی استقبال وزیارت قبول برات بگیرین مث وقتی برا خودشون میگیرن اونوقت معلومه تفرقه نیست وگرنه اینا برا خودشونن و بس

 

آنت برگشت وخبری ازشون نشد ، بهانه اشون این بود که خب خود صاحب مجلس باید مهمونی بگیره نه ما !!!

منم روز شنبه پیغام دادم به بانوی اول و روز یکشنبه هم به همه ی بانوان دنباله رو نیشخند که سه شنبه بعد ازظهر درمنزل در خدمت شما هستیم تشریف بیارین کامتون روشیرین کنید

 

بعدش فک میکنید چی شد ؟ آخر وقت دوشنبه مژی ازاون ساختمان تماس گرفت که اینا که گفتن ما نمیایم باشه وقتی بچه اش دنیا اومد بعد میایم ! و فقط من میام

 

البته خانومای این ساختمان زحمت کشیدن و اومدن وکلبه ی ما رو منور کردن و مهمونی ما هم بسلامتی برگزار شد

 

و این به خودم حداقل ثابت شدکه اینا فقط برای خودشون مهمون بازی دارن نه برای ما وتفرقه از جانب خودشون هست ولاغیرخیال باطل

/ 2 نظر / 22 بازدید
عمه

سلام.تومحل کارماهم اینجوری میشدکه برای بعضیا سینه چاکانه پول جمع میکردن وبعدیاطرف مهمونی نمیگرفت ویا افرادمعدودی رادعوت میکرد.منم تو30سال هیچوقت تومراسمشون بنابدلایل شخصی نمیرفتم اماهمیشه دونگموحتی بیشترهم میدادم.دادن دونگ ربطی به رفتن ویانرفتن نداره[لبخند]