سفرنامه.۱۴ تا ۲۴ شهریور۹۶ -۱

قُدما میگن" بسیار سفر باید تا پخته شود مردی" البته که شکر خوردن و پخته گی برای زن هست و مردها که از تو قنداقه پخته دنیا میان?? غرض از مزاحمت شما در حال مطالعه سفرنامه قله نشین هستید و اگر بی تمایل هستید لفت دهید ما با جنبه هستیم و ناراحت نمیشویم??

ساعت ۷:۴۵ است و ما از معاینه فنی اومدیم بیرون در حالیکه دماغ سوخته میباشیم چون گفتن ماشین گاز سوز معاینه فنی نمیکنیم خب میریم جریمه اشو میدیم و خلاص?? بریم بنزین بزنیم و حرکت....

ساعت ۸:۴۵ آرین شهر ??

ورودی قاین نوشته بود : حفظ محیط زیست حفظ" ارزشهای "الهی است. ?? ۹:۲۰ .سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۶

من تازه فهمیدم بیدخت به شهر کلاغها معروفه??

اقا گناباد رو رد کردیم.زده بود مرقد علامه بهلول از این ور. یادش بخیر از صعود علم کوه که برمیگشتیم یه ماشین نعش کش طرفای کاشمر بهمون رسید همنوردان شیطون که اون زمان نهایت سن شون به سربازی بعد ِ دیپلم میخورد رفته بودن پرس وجو و خبر اوردن که جنازه بلول گنابادی اون تو هست... و از همه جالبتر من ِ متعجب بودم که مگه میشه مگه داریم یعنی از زمان هارون الرشید تا الان زنده مونده?? خلاصه معادله ای بود برا خودش . البته من هیچ وقت در موردش تجسس نکردم اما خب نمیشه اسم ادم دیگه ای هم بهلول باشه چرا اون زمان به عقلم نرسید??

نمیدونم گفتم یا نه اما خالی از لطف نیست هیچ خربوزه ای به خوشمزه گی خربوزه مشهدی نیست. البته مزه خربوزه مهنه از زمان سفر صعود علم کوه سال ۸۴ هنوز زیر دندونام هست?? . مهنه اذان ظهر

ساعت ۱۴ میشد که مهمانسرا رو تحویل بگیریم . ولی ما بس خجسته میباشیم هنوز تازه وارد کمربندی تربت حیدریه شدیم??   جاتون خالی یه مرغی پخته بودم انگشتامونم باهاش خوردیم.فعلن خو ۵۰ کیلومتری مشهد هستیم ?? مثلا اومدیم رباط حور واسه ناهار بمونیم هر چی رفتیم نرسیدیم به جایی که بشه رسید به کفی رودخونه برگشتیم یهو یه پل دیدیم رفتیم زیر سایه اش.مهم دورهمی بود با طفلانی که خاک بازی کردن و شیطنت??

خب رسیدیم باغچه. توصف عوارضی هستیم . جا داره یادی بکنیم از استاد گرامی مهندس امینی روحش شاد که مکانیک خاک زیر ۱۵ نمره داد و گفت اعتراض کنی ممکنه کمتر بگیری و من ترسیدم در حالیکه از جلسه که اومدم بیرون کم کمش ۱۸ میشدم ??

ساعت ۵ هست و ما رسیدیم مشهد ، مرده شور آنتن دهی همراه اول رو ببره که دِ سردا اون گم شدیم??

۱۵ کیلومتری مشهد گفتم از پایانه باید برین سمت خیابان امام خمینی. گفت کو تا برسیم مشهد.یهو دیدم افتادیم بلوار غدیر .بعدشم بابا نظر و ... هی دور دور دورتر از آخوند خراسانی میشویم??

خلاصه بعد کلی دعوا و مرافهه بین من و طفلان و همسر بالاخره رسیدیم میدون شهدا . باز یکی راهنمایی کرد از این ور یهو افتادیم شهیدهاشمی نژاد ?? خلاصه بالاخره رضایت دادن پرس و جو کنیم و از بهجت ۸ رفتیم و رسیدیم چهارراه نادری و در نهایت آخوند خراسانی و الان هم از مکانی که یقینا مهمانسرا فرمانداری به قولی می ارزه به اینجا برایتان نقل قول سفر می نمایم??

نه که تریپ میزبانی باشه نه .فقط جهت ارامش اعصاب خودم چای گذاشتم ??

/ 0 نظر / 12 بازدید