نظرمون !

پیچک عزیزم نظر خواست ما هم گفتیم نظر بدیم درحد یه پستنیشخند

 

تو خاطرات پراکنده قضیه آگاه شدنم ازموضوع رو براتون گفتم ، و اینکه خب با توجه به تیز بودن وحافظه سمعی بصری و مقادیری رند بودن ! قبلاً هم صحنه هایی دیده بودم تو خونه و دربیدار شدنهای گاه به گاه نیمه شب و کنار هم گذاشتن تیکه های پازل و حرفای اون فامیل مشهدی و خواهر دوستم که سند تائیدشون بود فقط کامل کننده بودن و گرنه من خودم میدونستم خبرایی هست

نمیدونم شما خواننده ها دکتر بازی میکردین زمان کودکی ؟

یا بقولی بخوابیم از اون کارایی که مامان بابا ها میکنن بکنیم ؟قهقهه

 

نمیگم هم همچین چشم و گوش بسته رفتم خونه شوهر ، یا چشم و گوش بسته دیپلم گرفتم و پَه پَه بار اومدم

 

اما چیزی که یادمه مامانم دختر بچه ای بیشتر نبودم زیر سن بلوغ (من از 10سالگی مراحل بلوغم شروع شده بود) بهم هشدار داده بود که یه دختر باید مراقب خودش و صد البته "بلور" ش باشه

لازم نیست بگم بلور معنیش چیهزبان

حالا ما یه خاله داریم اسمش در زمان دختری "تنگ بلور" بوده و بدیهی هست که در کودکی دچار سوء تفاهم شده بودیم از ربط این کلمات با همزبان

 

خلاصه اینکه این شاید تنها هشدار مامان من بود و پیرامونش مقادیری صحبت کرده بود اما همین کفایت میکرد که من مراقب باشم و به هر ندایی پاسخ ندم و اینم قبول کنید که همیشه کودک آزاری بوده ، همیشه مورد طعن وکنایه و شیطنت ومتلک بچه محلها قرار گرفتیم

اما از اون برهه به سلامت عبور کردیم و اینکه چطور عبور کردیم خیلی مهمه ...

یاددادن مسائل خاک برسری به فرزندان خیلی مهمه خیلی ...

اما اگه نگی اون خودشون بالاخره می فهمن ، با فیلمی ، دوستی و حتی یه بار دوش گرفتن ولمس تن خودت ...

 

 

چیزی که مهمه به نظر من همه ی اون بحران نوجونی هست ، همون که وقتی تو شروع میکنی بلوغ رو بداخلاق میشی ، عصبی میشه، قاطی پاتی

بعد خانواده که یهو می بینن دخمل گوگول مگولی شون شده یه کپه آتیش وخشم ونفرت وغیض وادا اطوار مث خودش بچه میشن باهاش لج میکنن سربه سرش میذارن آزار ش میدن

یهو دختر کوچولویی که میتونسته جلو همه با تاپ شلوارک بگرده باید وقتی شوهر عمه و پسر عمو میاد م.ی م.ی هاشو یه جوری مستتر کنه که ... خب از خودش بدش میاد از بزرگ شدنش از تغییراتش

 

من اصلا دوران بلوغ ونوجونی مفرحی نداشتم همه اش پر ازخشم بود

الان دغدغه من بعنوان مادر آینده اصلا دونستن این مسائل توسط فرزندم یا چگونه گفتنش بهش نیست

نگرانیم اینه که بتونم ارتباط نداشته خودم با پدر مادرم رو با فرزندم برقرار کنم و دوران بلوغش رو هدایت کنم

نذارم پر از خشم باشه پر از نفرت باشه ، اگه دختر بود مث من مردگریز و مرد متنفر نباشه و اگه پسر بود دختر آزار وهمسر آزار نباشه

اینا دغدغه های منه شاید یه مرحله جلوتر هستم شاید اما نظرم من اینه که اصلا مهم نیست که بچه ها بدونن یا ندونن

 

مثلا من که تمام نوجوونی بنا به شرم و حیایی که مامانم توصیه میکرد درد دورانه ماهانه رو کشیدم و لام تا کام حرف نزدم و هیشکی نفهیمد وماه رمضون درعین اینکه روزه نبودم گرسنگی کشیدم مبادا داداشم یابابام بفهمن من الان لکه ننگ هستم چه گلی به سر دنیا زدم ؟!!!

مامان معتقد بود دختر نباید لباس زیرش رو طناب باد بخوره و همه ببینن ! دختر باید حیا داشته باشه دختر باید ...

اصلا ازدختر بودن خودم بدم می اومد

 

 

پ.ن: خدا روشکر حضور شهاب با همه ساختنهاش با خشم و ادا اطوار و ... هام باعث شده با دنیا آشتی کنم با مردها آشتی کنم

ولی اصلا دوست ندارم دخترم با دنیا قهر باشه با خودش قهر باشه

/ 4 نظر / 15 بازدید
بانوی صورتی

من مراحل بلوغم از 14-15 سالگی شروع شدش . برای همین زیاد این مشکلات رو نداشتم . و چون توی اون سن با پدر و برادرم زندگی می کردم ، بابام خیلی چیزها رو درک می کرد و برای همین این که لباسم رو کسی نبینه ، یا این که روزه نباشم و نگم برای من پیش نیومد . ولی باید به نظر من یه طوری رفتار بشه با بچه که از خودش بدش نیاد و بپذیره تفاوتش رو

سميرا و ماهي ها

سلام خوبي؟ من همه پستاتو خوندم ولي ببخشيد وقتش نيست تو اين شكنجه گاه براي همه ي پستات كامنت بزارم . فقط بگم مادر جان آدم بخاطر پول شار‍ژ خودشو ناراحت نميكنه فكر ني ني باش . بگو فداي سرم . ضمناً مامانت اون جمله كه گفته براي قديما بوده . ولي پروانه جان سعي كن تو يه حسابي يا جايي هميشه براي خودت يه پولي نگه داري و به كسي نگي . فكر همه ي اتفاقاتو بكن . ضمناً خانواده شوهر پروئه هرچقد كمك بكني نميگن لطف كردي ميگن وظيفته .

عمه

سلام.ماهم اینجوری بزرگ شدیم ومعتقدیم